میرحسین موسوی
موج - فروغ فرخزاد

موج

تو در چشم من همچو موجی

خروشنده و سرکش و ناشکیبا

که هر لحظه ات می کشاند بسوئی

نسیم هزار آرزوی فریبا

 

تو موجی

تو موجی و دریای حسرت مکانت

پریشان رنگین افق های فردا

نگاه مه آلوده دیدگانت

 

تو دائم بخود در ستیزی

تو هرگز نداری سکونی

تو دائم ز خود می گریزی

تو آن ابر آشفته نیلگونی

 

چه می شد خدایا ...

چه می شد اگر ساحلی دور بودم؟

شبی با دو بازوی بگشوده خود

ترا می ربودم ... ترا می ربودم

!! نوشته شده توسط بیژن آریا | ۳:٢٢ ‎ق.ظ | ۱۳۸۸/۱/٢٧ نظرات ()